1- استادیار جامعهشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران ، a.kabiri@urmia.ac.ir
2- استادیار جامعهشناسی، دانشگاه فرهنگیان، ارومیه، ایران
چکیده: (116 مشاهده)
مسئلۀ خودکشی بهدلیل شیوع آن در تمام جوامع اعم از سنتی و پیشرفته، توجه بسیاری از محققان رشتههای گوناگون ازجمله روانشناسی و جامعهشناسی را به خود جلب کرده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی و تبیین تفاوت نرخ خودکشی در بین استانهای کشور است. در این پژوهش ضمن مرور انتقادی منابع و تئوریهای حوزۀ نظم اجتماعی، با رویکرد جامعهشناختی کلان به تبیین مسئلۀ خودکشی پرداخته شده است. روش پژوهش، تطبیقی-کمّی با استفاده از تحلیل ثانویۀ دادههای موجود، در بازه زمانی ۱۴۰۰-۱۳۹۰ با واحد تحلیل استان اجرا شده است. یافتهها حاکی از آن است که ترکیب خطی متغیرها قریب به دو سوم واریانس نرخ خودکشی را در بین استانهای کشور تبیین کردند و تغییرات نرخ تورم، نرخ بیکاری، رضایت از زندگی و ارزیابی از آینده بهترتیب حائز بیشترین تأثیر بر نرخ خودکشی هستند. در ضمن، دو متغیر تغییرات نرخ تورم و نرخ بیکاری تأثیر مثبت، و دو متغیر رضایت از زندگی و ارزیابی از آینده تأثیر منفی بر خودکشی داشتهاند. براساس یافتهها، میتوان گفت با ضعف و کاهش حمایتها و پیوند اجتماعی در سایۀ بیسازمانی اجتماعی، با بروز فشارهای اقتصادی، افرادی که احساس حمایت اجتماعی ضعیفی دارند، در برابر تغییرات سریع، ناهماهنگ و شدید اقتصادی آسیبپذیرتر بوده و با احتمال بیشتری اقدام به خودکشی را انتخاب میکنند.
نوع مقاله:
پژوهشی اصیل |
موضوع مقاله:
مسائل اجتماعی دریافت: 1404/12/8 | پذیرش: 1405/2/14