دوره 3، شماره 1 - ( 6-1391 )                   جلد 3 شماره 1 صفحات 83-59 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML Print


چکیده:   (2898 مشاهده)
موضوع مورد نظر این مقاله «معرفت­ شناسی جامعه ­شناسی آکادمیک در ایران» است. در واقع، با نگاهی پروبلماتیک به این رشته دانشگاهی، مقاله در پی تأملی در وضعیت آن برای فهم شرایطی است که منجر به تکوین یا عدم تکوین سنت فکری حاکم بر جامعه­ شناسی آکادمیک شده است. روش­ شناسی پژوهش کیفی است: ابتدا به‌شیوه استقرا از تکنیک مصاحبه عمیق با استادان منتخب بهره گرفته، سپس با استفاده از روش نظریه­ مبنایی داده­های خود را استخراج و به فراتحلیل نظرات استادان پرداخته است. یافته ­ها و مفاهیم مشترک در آرای استادان جامعه­ شناسی بیانگر آن است که ساختار جامعه­ شناسی آکادمیک در ایران از نظم و منطق خاصی برخوردار است، چنان‌که علی‌رغم فقدان پارادایم، سنت اندیشگی، مکتب، رویکرد و روش­های مطرح در جامعه­ شناسی جهانی، سازوکار­های بازتولید خود را درون این نظم ساختاری، کاملاً شناخته و با قدرت اعمال می­کند، به­ طوری که قادر بوده کنشگران (استادان) آگاه این حوزه را با وجود دیدگاه­های متفاوت و گاه متضاد، آن‌گونه درون خود جذب و هضم کند که در راستای اهداف و ارزش‌های غایی ساختار هدایت شوند، یعنی پذیرش و توقف در منطق گذار به‌مثابه منطق حاکم بر ذهن کنشگران عرصه جامعه­ شناسی. «گذار» هم توصیف نامتعین وضعیتی نامطلوب است و هم بیان خوشبینانه رسیدن به آینده‌ای مطلوب و در هر حال روکشی ایدئولوژیک بر لحظه حال که خارج از دیدرس و نقد قرار می‌گیرد. تبلور این منطق را می­توان در پوزیتیویسم ناقص حاکم بر جامعه­ شناسی و ترویج فرمالیسم موجود مشاهده کرد.
 
متن کامل [PDF 286 kb]   (2678 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشی |
پذیرش: 1395/2/8 | انتشار: 1395/2/8

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.