دوره 1386، شماره 4 - ( شماره 58-59- 1386 )                   جلد 1386 شماره 4 صفحات 240-191 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML Print


چکیده:   (3210 مشاهده)
در این مقاله کوشیده‌ایم تا با استفاده از نظریه "فشار ساختاری" اسملسر، به تبیینی جامعه‌شناختی از جنبش مشروطه دست یابیم و ضمناً با این محک تجربی، نظریه مذکور را ارزیابی نماییم. بدین منظور و در این چهارچوب نظری، زمینه‌های مساعد ساختاری برای بروز جنبش مشروطه؛ فشارهای ساختاری (اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک) ناشی از این زمینه‌ها بر سه قشر اصلی دخیل در جنبش(یعنی بازاریان، روشنفکران و روحانیان)؛ نشانگان شکل‌گیری باورهای همگانی‌شده نزد مشروطه‌خواهان حول چیستی، چرایی و چگونگی برون‌رفت از بحران‌های ساختاری موجود؛ حدوث برخی رخدادهای تحریک‌کننده (شتاب‌زا)؛ بالفعل شدن پتانسیل بسیج با مؤلفه‌های سه‌گانه رهبری، منابع و ارتباطات؛ و مآلاً ساختار دستگاه سرکوب و عملکرد آن در کنترل مشروطه‌خواهان بسیج شده مورد بررسی تاریخی قرار گرفته‌اند. در نهایت و با تکیه بر دستاوردهای این تحقیق، با رویکردی انتقادی، نظریه فشار ساختاری را ارزیابی نموده‌ایم.
متن کامل [PDF 403 kb]   (1653 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشی |
انتشار: 1386/10/25

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.